ز کوچه پرسیدم نشانت را نمی دانست

نداي عاشقي

ز کوچه پرسیدم نشانت را نمی دانست

از کوچه پرسیدم نشانت را نمی دانست

آن کفشهای مهربانت را نمی دانست

رنجیده ام از آسمان ، قطع امیدم کرد

دنباله ی رنگین کمانت را نمی دانست

اینگونه سیب سرخ هم از چشمم افتاده ست

شیرینی اش ، طعم لبانت را نمی دانست

قیچی شدم ، بال و پرم را یک به یک چیدم

ســـَمت ِ وسیع ِ آسمانت را نمی دانست

لای ورقها ، نامه ها ، دفترچه ها گشتم

حتی کتابی داستانت را نمی دانست



نظرات شما عزیزان:

الناز
ساعت16:27---26 بهمن 1391
سلام ايمان جان گوشي ندارم كه بهت بزنگم ولي باآشنايي درحد چت باهات موافقم

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در پنج شنبه 26 بهمن 1391برچسب:,ساعت15:17توسط Mr.Amorist |